حسن فراهانى
مقدمه 23
روزشمار تاريخ معاصر ايران ( فارسى )
مدخل پس از انقلاب مشروطيت ، سياستهاى انگليس و روس در ايران ، بر پايه قرارداد معروف 1907 م ، اجرا مىشد . با وقوع انقلاب بلشويكى در روسيه و تغيير سياست خارجى آن دولت و لغو قراردادهاى دوره تزارى ، دولت بلشويكى سياست عدم مداخله در ايران را پيشه كرد و در نتيجه ، دولت انگليس براى مداخله در امور ايران بىرقيب ماند و در صدد برآمد تا سلطه و نفوذ خود را بر سراسر ايران گسترش دهد . درباره چگونگى تأمين منافع و نفوذ بريتانيا در ايران ، در شرايط پس از جنگ جهانى اول ، دو گرايش در هيئت حاكمه بريتانيا وجود داشت كه اگرچه در استقرار دولتى متمركز و مقتدر در ايران ، همرأى بودند . اما در چگونگى تحقق اين امر با يكديگر اختلاف نظر داشتند . جناح وزارت امور خارجه به رهبرى « جورج كرزن » بر اجراى قرارداد 1919 و حضور نظاميان انگليس براى ضمانت اجراى آن قرارداد تأكيد داشت ، و جناح وزارت جنگ به رهبرى « وينستون چرچيل » ، خروج نظاميان انگليس و استقرار يك دولت مقتدر مركزى از طريق كودتا را پىمىگرفت . همزمان با ظهور نشانههاى شكست قرارداد 1919 در نتيجه مخالفت عمومى ايرانيان و دولتهاى خارجى ، جناح وزارت جنگ بر فعاليتهاى خود افزود و در اين راستا ، « ژنرال آيرونسايد » در اوايل مهر 1299 ش ، وارد ايران شد تا ببيند كه « در قبال اوضاع كنونى ايران چه اقدامى صلاح است و چه بايد كرد ؟ » 1 هنگامى كه همه راههاى توفيق به روى قرارداد 1919 بسته شد و نيروهاى انگليس هم مىبايست در بهار 1300 ش ، ايران را ترك مىكردند ، دو طرح از سوى جناح نظامى مورد بررسى قرار گرفت :
--> ( 1 ) . شيخ الاسلامى ، جواد ، سيماى احمد شاه قاجار ، ج 2 ، صص 181 - 180 .